محمد مهريار
366
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
تابستان ، نشان آشكار يك ده فريدن است . البته چنين بود قبل از آنكه شهرگرايى به آنجا نفوذ كند . حالا يك مدرسهء آجرى ، حمامى و مسجدى شايد و برخى ديوارهاى آجرى و يكى و دو تا ساختمان با تيرآهن نشان اين است كه بله ، ما مردم هم متمدنيم و از غرب و غربى شدن و شهر و شهرى شدن بهرهياب هستيم . به حكم اينكه برفهاى سنگين ارتباط اكثر ديهها را باهم و با مراكز جمعيت و شهرها براى مدت طولانى در زمستانها قطع مىكرد . نوع محل سكونت مردم چنين بود كه آدم و دام سخت نزديك يكديگر ، آدمى در زير كرسى و دامها در هواى گرم انبوه خود و نزديك به آدميان زندگى مىكردند . سوخت اصولا در اين ناحيه كم است و اين وظيفهء زنها بود كه در تابستان كوتاه از فضولات گوسفندان قرصهاى كلفت سوخت به شكل خشت و يا مدور و جز آن تهيه كنند ، به ديوارها بزنند يا روى هم بچينند تا به كار گرم كردن كرسى و تنور بيايد . با پيدا شدن نفت اين شيوهء زندگى كمكم بهصورت ديگرى تغيير يافته است و بخارى دارد جاى كرسى را مىگيرد . آب قناتها كم شده و آب چشمهها هم و نزولات آسمانى هم كمتر و بر اثر آن زراعت ديم و از همه بيشتر گندم كاهش يافته است . از گندم كه بگذريم ، سيبزمينى محصول دوم اين ناحيه است . به كوتاه سخن تمدن و اقتصاد رو به دگرگونى و به يك معنا كاهش و كاستى است . دربارهء جامعهشناسى اين بلوك از اين پيش باز هم گفتوگو كردهايم اين است كه دامان سخن را فراهم مىچينيم و همينقدر اضافه مىكنيم كه در كمتر ديهى از اين روستاهاى فريدن بناى پايدار قديمى به چشم مىآيد . بارندگى بسيار و مصالح سست بنّايى - گل و خشت - همهء بناها را كم عمر و نااستوار ساخته است آنچه ما در صدد توضيح نام آن هستيم ، واژهء قشنگ اسم اين ديه است . واژهشناسى : اگر اين واژه را تقطيع كنيم به دو جزء « خو + اويه » مىرسيم و يا به سه جزء « خو + او + يه » مىرسيم . اما جزء اول بىشك و بدون هيچ اشكالى همان واژهء خوب است ، معادل اوستايى « هو » به معنى خوب و مىدانيم كه « ه » به « خ » و برعكس تبديل مىشود « 1 » و جزء دوم « او » معادل همان واژه « او » است كه صورت ديگرى بسيار رايج از آب است و تقريبا در تمام روستاهاى اصفهان از شرق و غرب و جنوب به جاى آب كلمهء « او » مىگويند . و اما جزء سوم « يه » همان علامت نسبت است و مثالهاى بسيار ديگر هم
--> ( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه فاتحه حرف ه و تبديلات آن .